فانوس » معارف و تحقیقات » تاریخ و ادوار » حدیث عرضه دین چیست؟؟
حدیث عرضه دین چیست؟؟

- زمان مطالعه: 4 دقیقه
حضرت عبدالعظیم حسنی از نوادگان امام حسن مجتبی (علیهالسلام) است که از اکابر شیعه نیز میباشد، دارای مقام والایی بوده و دارای علم و فضیلت بسیاری بودهاند.
داستان از ایشان در کتب روایی موجود است که از آن بهعنوان حدیث عرضه دین تعبیر میشود که در این پست به این داستان میپردازیم.
ترجمه فارسی:
ایشان میفرماید که به نزد آقای خود امام دهم علینقی رفتم. چون چشمش به من افتاد، فرمود: خوش آمدیای أبو القاسم! تو بهراستی ولی ما هستی.
جناب عبدالعظیم میفرماید عرض کردم: یا ابن رسولالله! میخواهم دین خود را بر شما عرضه نمایم و اگر نیکو بود بر آن معتقد باشم تا بمیرم. امام فرمود: بگو. گفتم: من معتقدم که خدای تبارکوتعالی یگانه است و مانندش چیزی نیست. بیرون از دو سوی نفی خدا و تشبیه او به موجودات است. و معتقدم که جسم و صورت و عرض و جوهر نیست، بلکه او پدیدآورنده جسمها و نقشهکش صورتها و خالق اعراض و جواهر و پرورنده هر چیز است. مالک و قرار دهنده و پدیدآورنده است.
و معتقدم که محمد بنده و رسول او و خاتم پیغمبران است، و بعد از او تا روز قیامت پیامبری نیست. و شریعت او انتهای شریعتها است و پس از او شریعتی نیست تا روز قیامت.
و معتقدم که امام و خلیفه و ولیامر پس از او امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب است؛ و سپس حسن و بعد حسین و بعد علی بن الحسین (امام سجاد) و بعد محمد بن علی (امام باقر) و بعد جعفر بن محمد (امام صادق) و بعد موسیبنجعفر (امام کاظم) و بعد علی بن موسی (امام رضا) و بعد محمد بن علی (امام جواد) (علیهمالسلام)؛ و سپس شما ای مولای من. امام فرمود: پس از من پسرم حسن (امام حسن عسکری) و چطور باشند مردم نسبت به جانشین او؟ وی میگوید گفتم مگر چطور است او مولای من؟
امام فرمود: برای آنکه شخصی او را نبینند و نامش را نتوان برد تا ظهور کند و زمین را پر از عدل و داد نماید چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد. عبدالعظیم میگوید گفتم: من هم به او اقرار دارم و میگویم ولی آنها ولی خداست و دشمنانشان دشمن خدا و طاعتشان طاعت خدا و معصیت آنها معصیت خدا.
و معتقدم که معراج حق است و سؤالوجواب در قبر حق است و بهشت حق و دوزخ حق و صراط حق و میزان حق و قیامت میآید و شکی در آن نیست. و خدا هر که در قبرها است برانگیزد و معتقدم که فرائض واجبه پس از ولایت نماز است و روزه و حج جهاد و امربهمعروف و نهیازمنکر.
امام (علیهالسلام) فرمود: ای أبو القاسم به خدا این دین، دین خداست که برای بندگانش پسندیده بر آن باش خدایت بدارد بر گفتار ثابت در دنیا و آخرت.
متن عربی:
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْوَرَّاقُ جَمِيعاً قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَارُونَ الصُّوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو تُرَابٍ عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى الرُّويَانِيُّ:
عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيِّدِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام. فَلَمَّا بَصُرَ بِي، قَالَ لِي: مَرْحَباً بِكَ يَا أَبَا الْقَاسِمِ. أَنْتَ وَلِيُّنَا حَقّاً.
قَالَ فَقُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَيْكَ دِينِي؛ فَإِنْ كَانَ مَرْضِيّاً ثَبَتُّ عَلَيْهِ حَتَّى أَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ. فَقَالَ: هَاتِ يَا أَبَا الْقَاسِمِ. فَقُلْتُ: إِنِّي أَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى وَاحِدٌ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ، خَارِجٌ مِنَ الْحَدَّيْنِ حَدِّ الْإِبْطَالِ وَ حَدِّ التَّشْبِيهِ، وَ إِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْمٍ، وَ لَا صُورَةٍ، وَ لَا عَرَضٍ، وَ لَا جَوْهَرٍ. بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ الْأَجْسَامِ، وَ مُصَوِّرُ الصُّوَرِ، وَ خَالِقُ الْأَعْرَاضِ وَ الْجَوَاهِر،ِ وَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ، وَ مَالِكُهُ، وَ جَاعِلُهُ، وَ مُحْدِثُهُ.
وَ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاتَمُ النَّبِيِّينَ. فَلَا نَبِيَّ بَعْدَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. وَ إِنَّ شَرِيعَتَهُ خَاتِمَةُ الشَّرَائِعِ فَلَا شَرِيعَةَ بَعْدَهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.
وَ أَقُولُ إِنَّ الْإِمَامَ وَ الْخَلِيفَةَ وَ وَلِيَّ الْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ.
فَقَالَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ مِنْ بَعْدِي الْحَسَنُ ابْنِي فَكَيْفَ لِلنَّاسِ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ؟ قَالَ فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا مَوْلَايَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ لَا يُرَى شَخْصُهُ وَ لَا يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّى يَخْرُجَ فَيَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً. قَالَ فَقُلْتُ: أَقْرَرْتُ وَ أَقُولُ إِنَّ وَلِيَّهُمْ وَلِيُّ اللَّهِ، وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوُّ اللَّهِ، وَ طَاعَتَهُمْ طَاعَةُ اللَّهِ، وَ مَعْصِيَتَهُمْ مَعْصِيَةُ اللَّهِ.
وَ أَقُولُ إِنَّ الْمِعْرَاجَ حَقٌّ، وَ الْمُسَاءَلَةَ فِي الْقَبْرِ حَقٌّ، وَ إِنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَ النَّارَ حَقٌّ، وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ، وَ الْمِيزَانَ حَقٌّ، وَ إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها، وَ إِنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أَقُولُ إِنَّ الْفَرَائِضَ الْوَاجِبَةَ بَعْدَ الْوَلَايَةِ الصَّلَاةُ، وَ الزَّكَاةُ، وَ الصَّوْمُ، وَ الْحَجُّ، وَ الْجِهَادُ، وَ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ. فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ علیه السلام: يَا أَبَا الْقَاسِمِ هَذَا وَ اللَّهِ دِينُ اللَّهِ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَيْهِ أَثْبَتَكَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ.[1] [2]
کلام آخر
چه زیباست که انسان عقاید خود را به امام معصوم خویش ارائه کند و صحیح و غلط آن را تشخیص داده و اصلاح نماید.
ایکاش که توفیق دیدار امام زمانمان را داشتیم و همچون عبدالعظیم حسنی عقاید خود را به ایشان عرضه میداشتیم.
اما حال که توفیق دیدار ایشان را نداریم، بهراستی باید چه کنیم؟
پاسخ روشن است!
حجة ابن الحسن غائب است، اما کلام ایشان و پدران بزرگوارش موجود است. باید عقاید خود را بر کلام نورانی ایشان عرضه کنیم تا غلط آن را از صحیح تشخیص داده و اصلاح کنیم.
امیدوارم که این پست برای شما مفید بوده باشد.
در انتهای همین صفحه منتظر دیدگاه شما هستم.
[1] الأمالي(للصدوق)، ص338 و 339
[2] التوحيد (للصدوق)، ص81 و 82
- شهریور 14, 1403
- برچسب ندارد
